در ستایشِ
واژه
کاوُش در زیبایی و قدرتِ زبان، از مسیرِ واژههایی که فکر را قِلقِلک میدهند و افقهای ذهن را بازتر میکنند.

واژهی در کانون
Ephemeral
یعنی کوتاهمدت؛ ناپایدار؛ چیزی که خیلی زود از بین میرود.
The ephemeral beauty of cherry blossoms reminds us to cherish fleeting moments.
← برگرفته از واژهی یونانی ephēmeros بهمعنای «ماندگار فقط برای یک روز».
زبان، آینهی ذهن است.
نوآم چامسکی

مُنتخَبی از گَنجینهی حالات وجودیحالاتِ وُجودی
Sonder
01درک اینکه هر رهگذری زندگیای به اندازهی زندگی تو عمیق و پیچیده دارد
Hiraeth
02دلتنگی برای خانهای که دیگر نمیتوان به آن بازگشت یا شاید هرگز وجود نداشته است
Komorebi
03نور خورشید که از میان برگهای درختان عبور میکند
Fernweh
04حسرت و کشش درونی برای سرزمینهای دوردست
Ubuntu
05من هستم، چون ما هستیم
Hygge
06حس دلنشینِ آرامش، صمیمیت و رضایت در فضایی گرم و ساده
Wabi-Sabi
07یافتن زیبایی در نقصها و ناتمامیها
Ikigai
08دلیلی برای زیستن؛ انگیزهای که صبحها تو را از خواب بیدار میکند
Duende
09نیروی رازآلودی در هنر که احساسات عمیق را برمیانگیزد
Meraki
10انجام دادن کاری با عشق، جان و خلاقیت
Yugen
11آگاهی عمیق و شهودی از راز و عظمت هستی
Ephemeral
12گذرا و کوتاهمدت؛ چیزی که زود از میان میرود
قصهی واژه
واژهها به شیوهی فکرِ ما، احساسِ ما و جهانِ اطرافمان معنا میدهند.
بُنمایهی فکری
زبان فقط ابزار ارتباط نیست —معماری اندیشه است. هر واژه در هجاهای خود تاریخ، فرهنگ و احساس را حمل میکند.
روایت
هر واژه راوی یگانهای از جهاناند. شیوهای برای بیان احساسات در هم تنیده و عمیق در اعماق وجود انسان.
آرمان
گسترش دایره واژگان، برانگیختن کنجکاوی و پاسداشت تنوع بیان انسانی در همه زبانها و فرهنگها.